درختان را دوست می دارم که به احترام تو قیام کرده اند وآب را که مهر مادر توست خون تو شرف را سرخ گون کرده است فلق آینه دار نجابتت و شفق محرابی که تو در آن نماز سرخ شهادت گزارده ای در فکر آن گودالم که خون تو را مکیده است هیچ گودالی چنین رفیع ندیده بودم در حضیض هم می توان عزیز بود از گودال بپرس شمشیری که بر گلوی تو آمد هر چیز و همه چیز را در کائنات به دو پاره کرد هر چه در سوی تو حسینی شد و دیگر سو یزیدی . . . آه ای سبز ای سبز سرخ بگذار بگریم... از استاد علی موسوی گرمارودی
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 20:51 توسط تهمینه توفیقی |